مادر
ساعت ۱:۳۱ ‎ب.ظ روز شنبه ٢٥ امرداد ،۱۳۸٢ 

 

تقديم به او که پروانه وار گرد شمع وجودم می گردد و من عاشقانه دوستش دارم

مادرم همه وجودم ...

 

تاج از فرق فلک برداشتن

تا ابد آن تاج بر سر داشتن

 

در بهشت آرزو ره يافتن

هر نفس شهدی به ساغر داشتن

 

روز در انواع نعمتها و ناز

شب بتی چون ماه در بر داشتن

 

جاودان در اوج قدرت زيستن

ملک عالم را مسخر داشتن

 

بر تو ارزانی که ما را خوشتر است

لذت يک لحظه مادر داشتن

 

فريدون مشيری

***

 


کلمات کلیدی:
 
مروري بر اشعار
ساعت ۱۱:٥۸ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٩ امرداد ،۱۳۸٢ 
در زلال شب

شب ، آنچنان زلال ، که می شد ستاره چيد !
دستم به هر ستاره که می خواست می رسيد !

نه از فراز بام ،
که از پای بو ته ها
می شد ترا در آئينه هر ستاره ديد !

در بی کران دشت
در نيمه های شب
جز من که با خيال تو می گشتم
جز من که در کنار تو ، می سوختم غريب !
تنها ستاره بود که می سوخت .
تنها نسيم بود که می گشت .

فريدون مشيری

***

سالها تو سنگ بودی دلخراش
آزمون را يک زمانی خاک باش

در بهاران کی شود سر سبز سنگ
خاک شو ، تا گل برآيد رنگ رنگ

مولوی

***

(( همه زمانه دگر گشته است ))

نه آفتاب حقيقت
نه پرتو ايمان
فروغ راستی از خاک رخت بر بسته است
و آدمی - افسوس -

به جای انکه دلی را از خاک بردارد
به قتل ماه کمر بسته است !

فريدون مشيری

***


***
بلاخره قالب وبلاگم رو برگردوندم .
کلمات کلیدی:
 
فاطمه جان ؛ گرامی باد ياد و نامت
ساعت ٩:٥۱ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٩ امرداد ،۱۳۸٢ 

ای فاطمه  !

همتای بی همتای علی بودی . روح بزرگت ، شريک دردها و رنجهای آن امام ، پس از رحلت پيامبر بود .

مادر زينب بودی و چه نشانه ای گويا تر از اين ؟

حسن و حسين (ع) را در دامان خويش پرورش دادی ، که هر يک ، اسوه استقامت و ايثار و معلم صلح و جهادند .

سخنانت در زيبائی و عمق ، به وحی می ماند .

رفتارت ، آئينه خلق و خوی رسول الله است .

عبادتت ، الگوی زنان مسلمان و حق باور و پارساست .

ای فاطمه ! يادآور و يادگار پيامبر بودی ولی ....

خفاشانی شب دوست و گريزان از نور ، تو را چون خاری در دل و ديده خويش ديدند ، گريه هايت هم ، سند مظلوميت بود و اشکايت ، پشتوانه حقانيت علی (ع) !

و (( بودن )) تو دشمن آزار بود و خيلی چيزها را به ياد می آورد . آنها که از (( ياد )) بدشان می آمد ، تو را از مردم گرفتند ، تا (( آيه )) ای قائم نباشد ...

تا شاهدی شهادت ندهد ، ... تا نشانه ای از پيامبر وجود نداشته باشد .

اينک آيا نامعلومی قبرت ، خيلی رازها را معلوم نمی کند ؟

تو در کجای (( مدينه )) آرميده ای ، ای آرامش مدينه ؟

تو را کدام قسمت از خاک (( يثرب )) در بر گرفته است ؟ ...

در سوگ وفاتت در کجا بايد گريست ؟ ... شبنم اشک را در پای کدام نهال بايد ريخت ؟

دست (( حسنين )) را گرفته ، به کجا بايد آورد ؟

شهادتت ، به (( حق )) شهادت می دهد ... و رفتنت ، (( رفته  )) ها  را به ياد می آورد .

خفتنت در خاک تيره ، خفتگان تيره روز را بيدار می کند .

فرار پنهانت ، پنهان ها را آشکار می کند .

گريه هايت ، از خنده ها ی نا حق پرده بر می دارد .

 

گرامی باد نامت و يادت ....

 

 

 

يا زهرا ...

تو آن کوثر پر خير و برکتي هستی که تا قيامت ، نيکی و خير ، مديون توست .

تو آن موهبت بزرگی هستی که خداوند به انسانها ارزانی داشت .

تو آن در گرانبها و مرواريد ارزشمندی که در دريای نبوت و در صدف (( عصمت )) پرورده شدی .

دانای رازها بودی و عالمه غير معلمه .

ای فاطمه !

ای چشمه سار حکمت

دريای بيکران خصال نکوی تو

از (( دانش )) و (( وفا )) و (( حيا )) موج می زند

در چهره ات حيای محمد (ص) نهفته است

و در گفته ات ، کلام پدر هست جلوه گر ،

ای مادر پدر ! ...


کلمات کلیدی: