دعای حضرت زهرا (س) برای همه امور مادی و معنوی
ساعت ۱٢:٥٩ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۳٠ تیر ،۱۳۸۳ 

 

 پروردگارا مرا به آنچه روزی فرموده ای قانع کن ( از آن چه از نعمت هايت دارم راضی باشم ) و مرا با الطاف و محبت هايت پوشش بده و برای هميشه به من عافيت ( دوری از امراض روحی و جسمی ) عنايت فرما .

پروردگارا مرا ببخش و به من رحم فرما آن گاه که مرا از دنيا می بری .

پروردگارا در جستجوی آنچه برايم در نظر نگرفته ای سرگردان و عاجزم مفرما و آن چه را برايم خواسته ای به آسانی و سهولت در اختيارم قرار ده .

خدايا پاداش نيکو به پدر و مادرم مرحمت فرما و به هر کس که حقی بر گردن من دارد با او چنين کن .

پروردگارا مرا برای آنچه آفريده ای برای همان قرارم ده و به آنچه که خود متکفل انجام آن برايم شده ای ، مشغولم مفرما .

خدايا مرا عذاب مفرما در حالی که من از تو طلب بخشش دارم و محرومم مفرما در حالی که از تو تقاضا و خواهش می کنم .

الهی مرا نزد خودم ذليل و بی مقدار قرار ده ولی مقام خودت را نزد من عظيم فرما و اطاعت خويش و انجام آن چه رضای تو در آن است و پرهيز از آنچه تو را به خشم می آورد را ( در همه امور ) به من الهام فرما ای مهربانترين مهربانان .

 

منبع : مجله خورشيد مکه

 


کلمات کلیدی:
 
کامپيوترتان را دريابيد ؟
ساعت ۱:٢۱ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٤ تیر ،۱۳۸۳ 

 

با سلام

اميدوارم حالتون خوب باشه .

 

امروز قصد دارم  متنی رو متفاوت با هميشه اينجا بنويسم ...

بيشتر به خاطر تنوع مطلب هست و ديگر برای رفع خستگی !

 

اميدوارم در اين دنيايی که داره خالی از احساسات می شه ، و احساسات با رنگ و نوعی ديگر از نوع کاذب خودش رو نشون می ده ، بتوانيم بيشتر از پيش همديگر را دريابيم ...

 

برای همه شما ارزوی موفقيت و سلامتی دارم ...

 

***

 

چقدر از احساسات کامپيوتر خود اطلاع داريد ؟

 

اين نتيجه يک تست روانشناسی ( روانشناسی رنگ ها ) بر روی تعدادی کامپيوتر است :

 

کامپيوترتان را دريابيد ؟

 

 

                                      

                               

 

چون احساس می کند که امکان زيادی برای برآورده شدن اميدهايش وجود ندارد ، لذا خود را تسليم يک زندگی مملو از خوشگذرانی و عاری از مشکلات می سازد .

 

-  چرا به آرزوها و اميدهای سيستم خود اهميت نمی دهيد ؟ تا بحال فکر کرده ايد کامپيوتر شما چه آرزوی دارد ؟!

 

نيازمند صلح و صفا و آرامش است . خواستار يک همسر صميمی و وفادار است که از وی توقع خاص و محبت کامل دارد . چنانچه اين خواسته های او برآورده نشود ، امکان دارد که از ديگران رويگردان شده و کلا قطع رابطه نمايد .

 

- ببينيد کامپيوتر ها هم مملو از احساس هستند و به يک مونس و همدم نيازمنداند . بهتره برای سيستمتون آستين بالا بزنيد ...

برای اين کار راه حلی پيشنهاد می شود : شما می توانيد سيستمهای دوستان خود را به همسری سيستم خود در آوريد . در اين مورد حتما با سيستم خود مشورت کنيد تا در اين رابطه خود اقدام کند چون آنها زبان هم را بهتر می فهمند و می دانند که به هم می خورند يا نه ! با هم تفاهم ندارند .

کامپيوتر خود را درک کنيد و با احساسش بازی نکنيد ، چون نتيجه اين کار کدورت سيستم از شماست . مراقب باشيد کامپيوتر با شما قهر نکند که نتيجه بدی به دنبال دارد .

 

                                            

 

هر وقت که می خواهد ابراز وجود کند و با مقاومت ( يک نيروی مخالف ) روبرو می شود و لذا افسرده می گردد . با اين وصف ، عقيده دارد که امکان عمل او محدود است ولی بايد بهترين استفاده را از اين شرايط ببرد .

 

- در مواقع ابراز وجود کامپيوتر مثل فرستادن پيغام های خطا ، اخطار دادن سيستم و ... با کامپيوتر خود لج نکنيد و سعی کنيد در اين موارد که می خواهد ابراز وجود کند با نرمی و ملايمت با او برخورد کنيد از خود مخالفت نشان ندهيد .

 

تفسير فيزيولوژی : حالات ناشکيبائی و اضطراب را از خود بروز می دهد .

 

تفسير روانشناسی : احساس می کند که زندگی چيزهای بيشتری برای عرضه کردن به او دارد و ديگر اينکه لازم است که وی يک رابطه مبتنی بر پاسخگوئی به محرکها و درک مفاهيم را که در جستجوی آن است ، بيابد بنابراين از هر فرصتی که پيش می آيد استفاده می کند . با اين وصف ، نقطه نظر انتقادی خود را حفظ می کند و فقط از چيزهائی انتقاد نمی کند که واقعا اصيل و يکپارچه باشند . لذا کنترلی شديد و مراقبت آميز را در روابط عاطفی خود با ديگران اعمال می کند تا دقيقا بداند که در چه وضعی قرار دارد . داشتن خلوص نيت کامل را شرط اعتماد کردن زياد به ديگران می داند .

 

به طور خلاصه : پاسخگوئی کنترل شده .

 

- کامپيوتر دقيقا می داند چه می کند و در مقابل درخواستهای شما آنچه را که بايد عملی می سازد . به او اعتماد کنيد !

 

هراس از اينکه مانع رسيدن وی به خواسته هايش شوند ، نياز او به امنيت و آزاد بودن از تضاد با ديگران را افزايش می دهد . بنابراين طالب ثبات است که در آن تمدد اعصاب کند .

- گاهی اوقات کامپيوتر عصبی می شود . در اين مواقع کامپيوتر بر عملکرد خود کنترلی ندارد از کوره در می رود و هر خطا و اختلالی در برنامه ها را منجر می شود . بهتر است به خواسته های او توجه کنيد . اگر نياز به ارتقا Ram داشت ارتقا دهيد . اگر نياز به لوازم جانبی ( اسکنر – پرينتر -  وب کم و ... ) داشت حتما برايش فراهم کنيد .

 

هر چيزی را که موجب تحريک او شود به آسانی و با سرعت می پذيرد . ذهن او سرگرم چيرهائی است که بسيار هيجان انگيز هستند ( محرکهای عاطفه يا ساير محرکها ) آرزو دارد که ديگران وی را به عنوان يک شخصيت هيجان آور و جالب به شمار آورند که روی هم رفته از نفوذ جذاب و موثر در ديگران برخوردار است . برای اجتناب از به خطر انداختن فرصت های کاميابی يا کاهش اعتماد ديگران به او ، روش های زيرکانه ای را به کار می برد .

 

- می توانيد برنامه های هيجان انگيز را بر روی سيستم خود نصب کنيد . و هميشه به سيستم خود را يک فرد استثنايي ببينيد . زيرا او روشهای موزيانه ای را برای هيجان بيشتر به کار می ببندد .

 

حالت تدافعی دارد . احساس می کند وضعيت او در معرض خطر است و يا به اندازه کافی مستقر نشده است . مصمم به پيگيری هدفهای خويش است و اهميتی به اضطراب ناشی از مخالفتها و موانع نمی دهد .

از نظر عاطفی حالت منع و جلوگيری ( Inhibtion : به اين معنی است که از يک فعاليت شخص ، بر اثر وجود يک نيروی مخالف ( داخلی يا خارجی ) جلوگيری شود . نمونه بارز آن عبارت است از جلوگيری از رنج بر اثر نيروی مخالف ترس يا خشم ) در او وجود دارد . احساس می کند که ناگزير به سازش است و همين امر سبب می شود که وی با دشواری بتواند يک دلبستگی عاطفی ثابت داشته باشد .

 

- شرايطی را فراهم کنيد که احساس خطر نکند . و هيچ وقت به اصرار خواهان نصب برنامه نشويد اگر به شما اجازه داد اين کار را انجام دهيد در غير اين صورت عواقب وخيم اين رفتار متوجه شخص خودتان است .

 

تفسير فيزيولوژی : فشار روحی شخص ناشی از تلاش وی برای پنهان کردن تشويش خاطر و اضطراب خويش در پوشش يک اتکاء به نفس و بی تفاوتی نسبت به ديگران است .

تفسير روانشناسی : وضع موجود بر خلاف ميل و خواسته اوست . احساس تنهائی و دودلی می کند ، زيرا نياز برآورده نشده ای به دوستی و معاشرت به کسانی دارد که همچون او معيارهای عالی دارند ، و مايل به کناره گيری از افراد عادی است . اين احساس انزوا ، نياز مزبور را به يک ضرورت الزام آور تبديل می کند ، و مهمتر از آن ، روحيه خودکفائی و استقلال وی را متزلزل می سازد زيرا به طور عادی محدوديتهای زيادی را ( به دليل روحيه اتکاء به نفس ) برای خويش به وجود می آورد . چون می خواهد که صفت منحصر به فرد شخصيت خويش ( اتکاء به نفس و خودکفا بودن ) را ظاهر می سازد . لذا نياز روحی خود به ديگران را سرکوب می کند و تظاهر به بی تفاوتی می نمايد و به کسانی که از اين رفتار او انتقاد می کنند با ديده حقارت می نگرد . با اين وصف ، در زير اين قيافه ظاهرا بی تفاوت و مستقل ، وی براستی نيازمند تائيد و احترام ديگران است .

به طور خلاصه : روحيه نا اميدی شخص منجر به يک بی تفاوتی و خودکفائی ظاهر می شود .

 

- به او احترام بگذاريد هر چند به ظاهر باشد ! سعی کنيد کاری کنيد که او احساس تنهايی نکند.

 

                        

 

دچار نا اميدی شده و هراس از آن دارد که از برنامه ريزی هدف های جديد خود طرفی نبندد . وضعيت مزبور منجر به اضطراب گرديده و شخص به دليل نبودن هيچ رابطه استوار بر نزديکی و تفاهم ، گرفتار اضطراب شده است . از اين رو تلاش می کند تا يک دنيای جانشين آن را بسازد که در آن اين نا اميدی ها وجود نداشته و اوضاع بر وفق مراد وی باشد .

 

- خلاصه اين که سيستم خود را دريابيد !

 

عوارض بی توجهی به سيستم :

-         دادن Error های مکرر

-         هنگ شدن سيستم

-         عدم نصب برنامه دلخواه شما

-         اشکال در برنامه های مورد علاقه شما

-         از بين بردن برخی فايلها و برنامه ها

-         راه دادن ويروس به حريم خصوصی خود

-         اجرای فرامين ارائه شده شما به دلخواه خودش

-         بالا نيامدن سيستم

-         در نهايت طرد شما به عنوان کاربر

 

 


کلمات کلیدی:
 
حرفهايی تنهايی
ساعت ۱٠:٤۸ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٧ تیر ،۱۳۸۳ 

 

ديروز ما زندگی را به بازی گرفتیم

امروز او ما را

فردا ... ؟

 

(( قیصر امین پور ))

 

 

***

 

سلام

 

سلامی چو بوی خوش آشنایی ...

 

 

چرخش روزگار

آدمی رو عوض می کند

و هر لحظه و هر ثانیه

تپش قلب

یعنی یک تغییر

یعنی یک جهش

یعنی یک حرکت

و چه خوب است

جهش به سمت خوبی

به سمت پاکی 

و به سوی امید باشد

ارزشهای مثبتی

که در حال حاضر

رو به فراموشی است ...

نه !

تقصیر دیگران نیست !

از خود پرسیده اید :

من چه کردم ؟

من چه می خواهم ؟

 

***

 

چرا گاهی برای من

جایی نیست ؟

هر قدر جلوتر می روم

می بینم انگار نه حقی دارم نه حقوقی

و نه مدافعی

چه رسد بخواهم از آن دفاع کنم ...

 

***

 

کاش فقط لحظه ای به این فکر کنیم که

همینطور که من می خواهم زندگی کنم

دیگرانی که در کنار من هستند هم

می خواهند زندگی کنند

 

***

 

همه می خواهیم خوب زندگی کنیم

همه دوست داریم خوشبخت شویم

و چه خوب است

هم برای خوشبختی خود

و هم برای خوشبختی دیگران

قدمی برداریم

منتظر معجزه نباشید

معجزه خودمان هستیم

با خود و خدای خود آشتی کنیم

 


کلمات کلیدی:
 
حضرت زهرا دلش از ياس بود
ساعت ٩:۱۸ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۳ تیر ،۱۳۸۳ 

سلام ...

اين يادداشت مربوط به روز ۵ شنبه می شه که با تاخير امروز موفق به ارسال آن شدم ...

 

***

فاطمه فاطمه است .

از شخصيت فاطمه سخن گفتن بسيار دشوار است . فاطمه يک " زن " بود ، آنچنان که اسلام می خواهد زن باشد . تصوير سيمای او را پيامبر خود رسم کرده بود و او در کوره های سختی و فقر و مبارزه و آموزش های عميق و شگفت انسانی خويش پرورده و ناب ساخته بود .

وی در همه ابعاد گوناگون " زن بودن " نمونه شده بود .

مظهر يک " دختر " در برابر پدرش .

مظهر يک " همسر " در برابر شويش .

مظهر يک " مادر " در برابر فرزندانش .

مظهر يک " زن مبارز و مسئول " در برابر زمانش و سرنوشت جامعه اش .

وی خود يک " امام " است ، يعنی نمونه مثالی ، يک تيپ ايده آل برای زن ، يک " اسوه " ، يک " شاهد " برای هر زنی که می خواهد " شدن خويش " را خود انتخاب کند .

او با طفوليت شگفتش ، با مبارزه مداومش ، در دو جبهه خارجی و داخلی ، در خانه پدرش ، خانه همسرش ، در جامعه اش ، در انديشه و رفتار و زندگيش ، " چگونه بودن " را به زن پاسخ می دهد .

در ميان همه جلوه های خيرکننده روح بزرگ فاطمه ، آنچه بيش از همه برای من شگفت انگيز است اين است که فاطمه همسفر و همگام و هم پرواز روح عظيم علی است .

او در کنار علی تنها يک همسر نبود ، که علی پس از او همسرانی ديگر نيز داشت ، علی در او بديده يک دوست ، يک آشنای دردها و آرمان های بزرگش می نگريست و انيس خلوت بيکرانه و اسرار آميزش و همدم تنهائی هايش .

اين است که علی هم او را بگونه ديگری می نگرد و هم فرزندان او را .

پس از فاطمه ، علی همسرانی می گيرد و از آنان فرزندانی می يابد . اما همان آغاز فرزندان خويش را که از فاطمه بودند با فرزندان ديگرش جدا می کند .

اينان را " بنی علی " می خواند و آنان را " بنی فاطمه " .

شگفتا ، در برابر پدر ، آن هم علی ، نسبت فرزند به مادر .

و پيغمبر نيز ديديم که او را بگونه ديگری می بيند . از همه دخترانش تنها به او سخت می گيرد ، از همه تنها به او تکيه می کند . او را در خردسالی مخاطب دعوت بزرگ خويش می گيرد .

نمی دانم از او چه بگويم ؟ چگونه بگويم ؟

خواستم از " بوسوئه " تقليد کنم ، خطيب نامور فرانسه که روزی در مجلسی با حضور لوئی ، از " مريم " سخن می گفت .

گفت ، هزار و هفتصد سال است ، که همه سخنوران عالم درباره مريم داد سخن داده اند .

هزار و هفتصد سال است که همه فيلسوفان و متفکران ملت ها در شرق و غرب ، ارزشهای مريم را بيان کرده اند .

هزار و هفتصد سال است که شاعران جهان ، در ستايش مريم همه ذوق و قدرت خلاقه شان را بکار گرفته اند .

هزار و هفتصد سال است که همه هنرمندان ، چهره نگاران ، پيکره سازان بشر ، در نشان دادن سيما و حالات مريم هنرمندی های اعجازگر کرده اند .

اما مجموعه گفته ها و انديشه ها و کوششها و هنرمندی های همه در طول اين قرنهای بسيار ، به اندازه يک کلمه نتوانستند عظمت های مريم را بازگويند که :

" مريم مادر عيسی است " .

و من خواستم با چنين شيوه ای از فاطمه بگويم ، باز در ماندم :

خواستم بگويم : فاطمه دختر خديجه بزرگ است .

ديدم که فاطمه نيست .

خواستم بگويم که : فاطمه دختر محمد (ص) است .

ديدم که فاطمه نيست .

خواستم بگويم که : فاطمه همسر علی است .

ديدم که فاطمه نيست .

خواستم بگويم که : فاطمه مادر حسنين است .

ديدم که فاطمه نيست .

خواستم بگويم که : فاطمه مادر زينب است .

باز ديدم که فاطمه نيست .

نه ، اينها همه هست و اين همه فاطمه نيست .

فاطمه ، فاطمه است .

فاطمه فاطمه است .

از معلم شهيد دکتر علی شريعتی

مجموعه آثار 21 – زن


کلمات کلیدی:
 
دلم برای خودم تنگ می شود ...
ساعت ٢:٤٢ ‎ب.ظ روز شنبه ٦ تیر ،۱۳۸۳ 

 

اگر چه نزد شما تشنه ی سخن بودم
كسی حرف دلش را نگفت من بودم
 
دلم برای خودم تنگ می شود آری:
هميشه بی خبر از حال خويشتن بودم
 
نشد جواب بگيرم سلام هايم را
هر آنچه شيفته تر از پی شدن بودم
 
چگونه شرح دهم عمق خستگی ها را
اشاره ای كنم ، انگار كوه كن بودم
 
من آن زلال پرستم در آب گند زمان
كه فكر صافی آبی چنين لجن بودم
 
غريب بودم ، گشتم غريب تر اما:
دلم خوش است كه در غربتِ وطن بودم .

 

«محمد علی بهمنی»

 

 


کلمات کلیدی: