انتخاب آدم !
ساعت ٤:۱٩ ‎ب.ظ روز دوشنبه ٩ آذر ،۱۳۸۳ 

 

 

تو ای آدم می دانی چرا اینجائی ؟ می دانی چرا از بهشت ناز و نعمت ، به زمین رنج و محنت فرو نشستی ، آنهم فقط با مزه یک سیب !

 

تو سیب را خود انتخاب کردی ، با یک فریب ساده ابلیس و بعد اسیر گشتی ، زمین شد زندانی برای تو ، که زندان بانش بود شیطان ، و یا نه ! بود نفس خویش .

 

تو اسیر نفس گشتی ، حال باز هم ، فرصتی هست ، فرصتی به اندازه یک زندگی ، فرصتی برای انتخاب ، انتخابی دوباره !

 

اما ، این بار باید بدانی ، انتخابت چیست !

در وجود تو قلبی مملو از عشق می تپد . در وجود تو آگاهی جریان دارد . و تار و پود وجودت همه مهر است .

 

پس ابتدا خود را دریاب و بدان چه ارزشی داری ! بس گرانبها ! خود را به سادگی نفروش . به دست قاتل نفست شیطان ، چشم هایت را باز کن !

 

و بخواه آنچه را که خواستنی است ! عقل و قلبت را به مبعود بسپار . و بعد دل در گرو عشقش گذار .

حال بنگر !

همه جا عطر و یادی از بهشت دارد . اما نه بهشتی که رانده شدی ! که آنرا رانده شدن بهتر بود .

بلکه بهشت را ، حتی ، در زبانه های آتش این دنیا ، خواهی دید . اگر چشم دل باز کنی .

حال انتخاب کن ماندن و اسارت را ، یا فکر پرواز و رهائی را !

باز گرد به سوی خالق مهربانی که تو را با وسوسه یک سیب به زمین آورد تا تو او را بشناسی بهتر از پیش تا باز انتخاب کنی ، او منتظر است و مشتاق !

تا تو اینبار ، به جای مزه شیرین یک سیب ! انتخابی نیک تر داشته باشی می دانی آن انتخاب چیست ؟

آری ! آن انتخاب عشق است !

عشق ! عشق به خدا !!!

 

***

متن از خودم ( حمدانه )

توضيح :  اين متن را قبلا در قسمت نظرات وبلاگ زلال پرست نوشته بودم .

 


کلمات کلیدی: