حج - عرفه - قربان
ساعت ٧:٤٤ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱ بهمن ،۱۳۸۳ 

 

ای خوشا آمدن از سنگ برون

سر خود را به سر سنگ زدن

 

گر بود دشت ، بريدن هموار ،

ور بوده دره ، سرازير شدن !

 

***

دل تو اما ،

چون مردابی است !

راکد و ساکت و خموش ! ...

جاری شو ، سيل شو ،

بکوب و بروب و بشوی و ...

... بر آی !

حج کن !

به گرداب خلق طائف پيوند ،

طواف کن !

***

ای خسته از سعی ،

بر عشق تکيه کن !

ای انسان مسئول !

بکوش !

که اسماعيل تو تشنه است ،

و ای انسان عاشق !

بخواه !

که عشق معجزه می کند !

***

پس اين سفر کی به نهايت می رسد ؟ سر منزل اين کاروان کجاست ؟

هيچگاه ! هيچ جا ...

پس به کدام سو روان است ؟

به سوی خدا .

تا به کی ؟ تا به کجا ؟ قرارگاه نهايي کجاست ؟

خدا مطلق است ، ابديت است ،

حرکت به سوی زيبايی مطلق ، علم مطلق ، قدرت مطلق ، خلود مطلق ، کمال مطلق !

حرکتی ابدی ، بيقرار ، بی نهايت .

و الی الله المصير ! ( سوره فاطر ، آيه 18 )

***

هبوط از کعبه ، در عرفات !

آغاز پيدايش آدم بر روی زمين ،

آغاز پيدايش انسان در زمان ! با پيدايش شناخت !

و آغاز شناخت با پی بردن به يکديگر ، با نخستين جرقه عشق !

برخورد آدم و حوا !

***

کسی که نفهمد در اين مناسک چه می کند ؟ از مکه فقط سوغات آورده است .

چمدانش پر است و خودش خالی !

 

در حج ، تو توحيد را ، عمل می کنی ، با طواف ؛

آوارگی و تلاش ها هاجر را بيان می کنی ، با سعی ؛

از کعبه تا عرفات ، هبوط آدم را ؛

و از عرفات تا منی ، تاريخ را ، فلسفه خلقت انسان را ؛

و سير انديشه از علم تا عشق را ، و معراج روح را ، از خاک تا خدا را ،

و در منی ، آخرين مرحله کمال را و ايده آل را ، آزادی مطلق را ، بندگی مطلق را ،

ابراهيم را ،

و اکنون در منی یی ، ابراهيمی ، و اسماعيلت را به قربانگاه آورده ای ؛

اسماعيل تو کيست ؟ چيست ؟

***

دکتر شريعتی – حج

 

***

عید سعید قربان مبارک

 


کلمات کلیدی: