| من چه ساده ام امروز ! |
| ساعت ۱٢:٠٢ ق.ظ روز چهارشنبه ٢۱ بهمن ،۱۳۸۳ |
|
به نام خدا
خدايا ! من به تو اشتياق دارم و به يکتائيت گواه و به ربوبيتت معترفم و می دانم که تو مربی و پروردگار منی و بازگشت من به سوی توست . خدايا ! مرا به نيازی در نفس و يقين در قلب و اخلاص در عمل و نور در چشم و بصيرت در دين عطا فرما . از دعای امام حسين (ع) در روز عرفه *** من چه ساده ام ! و از صداقت سرشار ... ! اما ... دنيا پر از ريا و دروغ ! و مرا نيز اينگونه می خواهد ... امروز بر سادگی خود گريستم ... و يا نه ... خنديدم ! وقتی ديدم چه راحت به اتهام ساده دلی ، دل ديگری را رنجاندم ... آيا گناه از من بود که بی ريا بودم ؟ ... يا نه ... ! يا گناه از نگاه ديگران است که مرا رياکار می خواهند ... چگونه تاب آورم اين نگاههای سنگين را ... می گريزم و خود را تنها می يابم . در تنهائی غرق سکوت می شوم ... سکوتی سنگين که راه فرياد را بر من می بندد و چه زجر آور است فريادی که در درون سينه ام حبس شده است ... در اين لحظه دست مهربانی را بر شانه های نحيفم که از ترس می لرزند احساس می کنم ... سرم را بلند می کنم تا او را ببينم ... اما ... کسی را نمی يابم ! ... به جستجويش می روم ... نه کسی نيست ! ... اما ... عطر حضورش هنوز مرا معطر کرده ... در جايی از درونم زمزمه ای می شنوم ... " تو بايد مرا در درونت بجويي ... " و من او را چه زيبا می يابم ... در جايی پنهان در قلبم ... احساسش می کنم و مرا آرامشی ژرف فرا می گيرد . نيرو می گيرم ... و از اين نيرو بر می خيزم ... از او مدد می خواهم تا به همگان ثابت کنم هنوز راستی و درستی ارزشمند است . هنوز دلهائی پاک هستند که برای صداقت و ساده دلی می تپند ... ... و من خدا را در دل ، عاشقانه احساس می کنم . خدايا ! مرا از تباهی اين دنيا برهان تا در دريای نور عشقت پايدار بمانم . خدايا ! به من همتی ده تا هماره راستی را ترجيح دهم و عملم رنگ و بوی خدايي دهد . هيچ کاری نکنم ... هيچ راهی نروم ... هيچ سخنی نگويم ... مگر تو را به ياد داشته باشم . خدايا ! در قلبم باش ... هميشه ... و قلب کوچکم را آنچنان فراخ کن که پذيرای تو باشد ... حمدانه
کلمات کلیدی:
|
|
| مشخصات نویسنده |
| آرشیو وبلاگ |
| مطالب اخیر |
| موضوعات وبلاگ |
| پیامک بلاگ |
|
|


