| پيام زينب |
| ساعت ٥:٤٩ ب.ظ روز چهارشنبه ٥ اسفند ،۱۳۸۳ |
|
ديده ما چو به اميد تو درياست چرا به تفرج گذری بر لب دريا نکنی *** آری ، هر انقلابی دو چهره دارد : خون و پيام ! رسالت نخستين را حسين و يارانش را گذاردند . رسالت خون را . رسالت دوم ، پيام است ، پيام شهادت را به گوش دنيا رساندن . زبان گويای خونهای جوشان و تن های خاموش ، در ميان مردگان متحرک بودن است . اين رسالت بر دوشهای ظريف يک زن ، " زينب " ! اگر يک خون پيام نداشته باشد ، در تاريخ گنگ می ماند و اگر يک خون پيام خويش را به همه نسلها نگذارد ، جلاد ، شهيد را در حصار يک عصر و يک زمان محبوس کرده است . اگر زينب پيام کربلا را به تاريخ باز نگويد ، کربلا در تاريخ می ماند ، و کسانی که به اين پيام نيازمندند از آن محروم می مانند ، و کسانی با خون خويش ، با همه نسلها سخن می گويند ، سخنشان را کسی نمی شنود ، اين است که رسالت زينب سنگين و دشوار است . رسالت زينب پيامی است به همه انسانها ، به همه کسانی که بر مرگ حسين می گريند ، و به همه کسانی که در آستانه حسين سر به خضوع و ايمان فرود آورده اند ، و به همه کسانی که پيام حسين را که " زندگی هيچ نيست جز عقيده و جهاد " معترفند . پيام زينب به همه آنهاست که : " ای همه ! هر که با اين خاندان پيوند و پيمان داری ، و ای هر کس که به پيام محمد مومنی ، خود بينديش ! انتخاب کن ! در هر عصری و در هر نسلی و در هر سرزمينی که آمده ای ، پيام شهيدان کربلا را بشنو ، بشنو که گفته اند : کسانی می توانند خوب زندگی کنند که می توانند خوب بميرند . بگو ای همه کسانی که به پيام توحيد ، به پيام قرآن ، و به راه علی و خاندان او معتقديد ، خاندان ما پيامشان به شما ، ای همه کسانی که پس از ما می آئيد ، اين است که اين خاندانی است که هم هنر خوب زيستن را به بشريت آموخته است و هم هنر خوب مردن را ، زيرا هر کس آنچنان می ميرد که زندگی می کند . و پيام اوست به همه بشريت که اگر دين داريد ، " دين " و اگر نداريد " حريت " – آزادگی بشری – مسئوليتی بر دوش شما نهاده است ، که به عنوان يک انسان ديندار ، يا يک انسان آزاده ، شاهد زمان خود و شهيد حق و باطلی که در عصر خود درگير است ، باشيد ، که شهيدان ما ناظرند ، آگاهند ، زنده اند و هميشه حاضرند و نمونه عمل اند و الگوی اند و گواه حق و باطل و سرگذشت و سرنوشت انسان اند . " و شهيد ، يعنی به همه اين معانی . دکتر شریعتی *** در جواب دوستانی که گله دارند چرا از کلام دکتر شريعتی استفاده زيادی می کنم ... شايد وقتی زيبای سخن او را می بينم و در سخن گفتن کم می اورم ولی دين به نوشتن و قلم را می بينم از نوشته های او می گويم ... همين ! *** مسيح را مسيحيان نکشتند ، چگونه است که مسلمانان با امام خويش می جنگند !!!!!!!!!!!!!! ؟؟؟؟؟؟؟ و بر وی شمشير می کشند !!! *** = گفت : شما می دونيد چرا امام حسين با وجودی که از شهادت خودش خبر داشت ، اما تا آخر راه رفت ؟ - گفتم : شما می دونيد عشق به خدا يعنی چه ؟ = بله - وقتی با تمام وجودت به خدا اعتقاد داشته باشی ... عاشق هستی .... بله ! او می دونست آخر راهش همين است . می دونست زنده از ميدان بيرون نمی ره . ايستاد ... شهادت تمام يارانش را با چشم ديد . ولی ... از هدفش ، از ايمانش بر نگشت . چون عشق به خدا در دلش بود و به کارش و هدفش ايمان داشت . = درسته - فکر می کنی اگر نمی رفت چه می شد ؟ ..... او دين اسلام رو احيا کرد ... با شهادتش ... او با بينايی و بصيرت و اعتقاد در هدفش گام برداشت . فکر می کنی چرا با وجود اينکه اون زمان همه از کسانی بودند که پيامبر اسلام را به چشم ديده بودند و به حقانيتش ايمان داشتند ، ولی امام علی را به امامت قبول نکردند . و در برابر همه عظمتی که اسلام برای آنان به ارمغان آورده بود .... حماقت کردند ... دين اسلام دينی بود که پيام آور آن ادامه دهنده ديگر پيام آوران خدايی ، از مردمی ساده بود . مردی که از بين مردم برخاسته بود . و از همان ابتدا ، برای از بين بردن جهل و نادانی و برقراری عدالت به معنی واقعی وارد عمل شد . اين بود که اولين طرفدارانش بردگان و مردم مستضعف و رنج کشيده و مورد ظلم واقع شده بودند . و او با همه بی رحمی ها ايستاد . و در جهالت عرب آن زمان که زنان را زنده به گور می کردند . مساوات را برای همه هديه آورد . = آفرين . درسته . من گفته های شما رو قبول دارم . - ولی بعد ... عجبا !!! شگفتا ...... چه شد ؟ مردمی که پيامبر را با تمام وجود پذيرفته بودند . با جانشين و امامش چه کردند ؟! تبليغات سو آن زمان را نبايد دست کم گرفت . همه جا کسانی هستند که در برابر عدالت مواضع خود را در خطر می بينند . و با هر نيرنگی می خواهند باقی بمانند . = بله . درسته . - حال در نظر بگيريد در آن زمان ... امام و يارانش برای اثبات حقانيت اسلام . برای زير بار ظلم و بی عدالتی نرفتن و تسليم نا حق نشدن . و برای داشتن هدفی والا ... می توانستند ساکت باشند و فقط نظاره گر ؟!!! اينجاست که شهادت جلوه گر می شود . به خاطر راه حق و حقيقت . برای انسانيت . = بله . گفته های شما رو قبول دارم . - نمی دونم تونستم منظورم رو درست بيان کنم ... انشا الله خدا کمکم کنه . = خيلی خوب . اما تعجب کردم . - برای چی ؟ = که شما اين معلومات رو از کجا داريد ؟ - مگه شما نداريد ؟ = بله - بايد درک کرد ... بايد خودت به عشق برسی . = اما دخترها خيلی کم اين مسائل دينی رو می دونند . - واقعا حيفه حيفه که ما قشنگی های دينمون رو نبينيم . اينقدر که دين رو گاهی بد می دونيم و مانع پيشرفت . شما خودتون نظرتون در مورد شهادت چيه ؟ = شهادت کمال انسان واقعی است . - آفرين ... انشا الله خدا ما رو لايق بدونه . رسيدن به اين مرحله سخته و به راحتی ممکن نيست . بايد سختی های راه رو تحمل کرد . .....
کلمات کلیدی:
|
|
| مشخصات نویسنده |
| آرشیو وبلاگ |
| مطالب اخیر |
| موضوعات وبلاگ |
| پیامک بلاگ |
|
|


