| آغازی دوباره ... |
| ساعت ۱٢:٢٢ ب.ظ روز دوشنبه ٢٦ تیر ،۱۳۸٥ |
|
به نام یزدان مهر آفرین سلام دوستان عزیز ضمن تبریک میلاد با سعادت حضرت فاطمه زهرا (س) ، روز مادر و بزرگداشت مقام زن به همه شما دوستان عزیز. مدتی بود که دیگه اینجا نمی نوشتم از وقتی نقل مکان کردم به وبلاگ جدید و بعد هم سایت اما امروز تصمیم گرفتم باز هم اینجا بنویسم چون اینجا برای من سرشار از خاطرات هست و من از همین جا با وبلاگ نویسی آشنا شدم و کلی دوست خوب پیدا کردم تصمیم دارم این جا رو اختصاص بدم به خاطرات و یادداشت هایی روزانه چیزهایی که می شه اینجا راحت تر راجع بهش حرف زد با یاد خدا که آرامش روانم است دوباره آغاز خواهم کرد امروز خیلی دلم گرفته خیلی خیلی خسته ام ... ترم جدید شروع شده و بدون اینکه استراحتی کرده باشم باز هم شروع کردم. دلم برای یه مسافرت درست و حسابی برای جاده برای طی کردن راه هایی که منتظر قدم های من هستن تنگ شده ... چقدر دلم می خواد برم توی دل طبیعت برم تا پیش ابرا برم با نسیم همسفر بشم و تا خود خورشید پرواز کنم ... اما فعلا باید بمونم ... اما این موندن نباید با توقف همراه باشه باید برم ... نمی دونم کجا؟؟؟ اما انگار کسی صدام می زنه ... صداش رو می تونم حس کنم منم منتظرش هستم اما کجا ؟؟ چطور ؟؟؟ دیروز روز مادر بود ... روزی که به نام مادران هست مادرایی که یک دنیا مهربونی هستن مادرایی که فدارکاری توی وجودشون موج می زنه مادرایی که خستگی رو خسته می کنن اما از پا نمی افتن و این ما هستیم که باید قدر دان همه زحمت ها و فداکاری ها و مهربونی های مادرامون باشیم و من این رو چقدر احساس ناتوانی می کنم وقتی می بینم نتونستم کاری شایسته برای مادرم انجام بدم مادر دوستت دارم !!! چرا که دوست داشتن رو از تو یاد گرفتم ...
کلمات کلیدی:
|
|
| مشخصات نویسنده |
| آرشیو وبلاگ |
| مطالب اخیر |
| موضوعات وبلاگ |
| پیامک بلاگ |
|
|


