| نيايش |
| ساعت ۸:٢۸ ق.ظ روز سهشنبه ۱٧ تیر ،۱۳۸٢ |
|
*** نيايش ای آفريدگار ! ديگر به سرد مهری خاکسترم مبين امشب صفای آبم و گرمای آتشم امشب به روی توست دو چشم نياز من امشب به سوی توست دو دست نيايشم
امشب ستاره ها همه در من چکيده اند سرب مذاب ؛ پر شده در کاسه سرم هر قطره ای زخون تنم شعله می کشد من آتش روانم ؛ من آتش ترم !
امشب به پارسائی خود دل نهاده ام ای آفتاب وسوسه ؛ در من غروب کن ! آن رودخانه ام که تهی مانده ام ز آب آه ای شب بزرگ ؛ تو در من رسوب کن !
زين پيش اگر به کفر گشودم زبان خويش زين پس بر آن سرم که بشويم لب از گناه ای آفريدگار! در چاه شب بسوی تو اميد بسته ام تا بشنوی صدای مرا از درون چاه !
هر چند پيش چشم تو کوچکترم ز مور بر من بزرگواری پيغمبران ببخش جز غم ؛ هر آنچه را که به من وام داده ای بستان و بيشتر کن و بر ديگران ببخش !
نام تو بر نگين دلم نقش بسته است اين خاتم وجود من ارزانی تو باد دانم اگر چه پيشکشی سخت بی بهاست شعرم به پاس لطف تو ؛ قربانی تو باد !
از : نادر نادر پور
کلمات کلیدی:
|
|||||
|
| مشخصات نویسنده |
| آرشیو وبلاگ |
| مطالب اخیر |
| موضوعات وبلاگ |
| پیامک بلاگ |
|
|


