فاطمه فاطمه است ........... دکتر علی شريعتی
ساعت ۱:٢٩ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۳۱ تیر ،۱۳۸٢ 

 

... از شخصيت فاطمه سخن گفتن بسيار دشوار است . فاطمه يک (( زن )) بود ، آنچنان که اسلام می خواهد زن باشد . تصوير سيمای او را پيامبر ، خود رسم کرده بود و  او در کوره های سختی و فقر و مبارزه و آموزش های عميق و شگفت انسانی خويش پرورده و ناب ساخته بود .

وی در همه ابعاد گوناگون (( زن بودن )) نمونه شده بود .

مظهر يک (( دختر )) در برابر پدرش .

مظهر يک (( همسر )) در برابر شويش .

مظهر يک (( مادر )) در برابر فرزندانش .

مظهر يک (( زن مبارز و مسئول )) در برابر زمانش و سرنوشت جامعه اش .

وی خود يک (( امام )) است ، يعنی يک نمونه مثالی ، يک تيپ ايده آل برای زن ، يک (( اسوه )) برای هر زنی که می خواهد (( شدن خويش )) را خود انتخاب کند .

او با طفوليت شگفتش ، با مبارزه مداومش در دو جبهه خارجی و داخلی ، در خانه پدرش ، خانه همسرش ، در جامعه اش ، در انديشه و افکارش ، (( چگونه بودن )) را به زن پاسخ می داد .

نمی دانم چه بگويم ؟ بسيار گفتم و بسيار ناگفته ماند .

در ميان همه جلوه های خيره کننده روح بزرگ فاطمه ، آنچه بيش از همه برای من شگفت انگيز است اين است که فاطمه همسفر و همگام و هم پرواز روح عظيم علی است .

او در کنار علی تنها يک همسر نبود ، که علی پس از او همسرانی ديگر نيز داشت ، علی در او بديده يک دوست ، يک آشنای دردها و آرمان های بزرگش می نگريست و انيس خلوت بيکرانه و اسرارآميزش و همدم تنهائی هايش .

اين است که علی هم او را بگونه ديگری می نگرد و هم فرزندان او را .

پس از فاطمه ، علی همسرانی می گيرد و از آنان فرزندانی می يابد . اما از همان آغاز فرزندان خويش را که از فاطمه بودند و با فرزندان ديگرش جدا می کند .

اينان را (( نبی علی )) می خواند و آنان را (( نبی فاطمه )) .

شگفت در برابر پدر ، آن هم علی ، نسبت فرزند به مادر .

و پيامبر نيز ديديم که او را بگونه ديگری می بيند . از همه دخترانش تنها به او سخت می گيرد ، از همه تنها به او تکيه می کند . او را - در خردسالی - مخاطب دعوت بزرگ خويش می گيرد .

نمی دانم از او چه بگويم ؟ چگونه بگويم ؟

خواستم از (( بوسوئه )) تقليد کنم ، خطيب نامور فرانسه که روزی در مجلسی با حضور لوئی ، از (( مريم )) سخن می گفت .

گفت ، هزار و هفتصد سال است که همه سخنوران عالم درباره مريم داد سخن داده اند .

هزار و هفتصد سال است که همه فيلسوفان و متفکران در شرق و غرب ، ارزشهای مريم را بيان کرده اند .

هزار و هفتصد سال است که شاعران جهان ، در ستايش مريم ، همه ذوق و قدرت خلاقه شان را بکار گرفته اند .

هزار و هفتصد سال است که همه هنر مندان ، چهره نگاران ، پيکره سازان بشر ، در نشان دادن سيما و حالات مريم هنرمندی های اعجازگر کرده اند .

اما مجموعه گفته ها و انديشه ها و کوششها و هنرمنديهای همه در طول اين قرنهای بسيار ، به اندازه يک کلمه نتوانسته اند عظمت های مريم را بازگويند که :

(( مريم مادر عيسی است )) .

و من می خواستم با چنين شيوه ای از فاطمه بگويم ، باز درماندم :

خواستم بگويم : فاطمه دختر خديجه بزرگ است . ديدم که فاطمه نيست .

خواستم بگويم که : فاطمه دختر محمد (ص) است . ديدم که فاطمه نيست .

خواستم بگويم که : فاطمه همسر علی است . ديدم که فاطمه نيست .

خواستم بگويم که : فاطمه مادر حسنين است . ديدم که فاطمه نيست .

خواستم بگويم که : فاطمه مادر زينب است . باز ديدم که فاطمه نيست .

نه ، اينها همه هست و اين همه فاطمه نيست .

فاطمه فاطمه است .

 

از معلم شهيد دکتر علی شريعتی

مجموعه آثار 21 - زن

 


کلمات کلیدی: