مناظره
ساعت ۱۱:٤٩ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٩ مهر ،۱۳۸٢ 

 

 

تو می گوئی : آن غير ممکن است .

خدا می گويد : همه چيز ممکن است .

 

تو : من خيلی خسته ام .

خدا : من به تو آرامش می دهم .

 

تو : هيچکس مرا واقعا دوست ندارد .

خدا : من تو را دوست دارم .

 

تو : من نمی توانم ادامه دهم .

خدا : مرحمت و توفيق من کافی است .

 

تو : همه چيز برای من مبهم است .

خدا : من تو را هدايت خواهم کرد .

 

تو : من توانائی اش را ندارم .

خدا : من توانا هستم .

 

تو : من نمی توانم خودم را ببخشم .

خدا : من تو را خواهم بخشيد .

 

تو : من نمی توانم خودم را اداره کنم .

خدا : همه نيازهای تو را برآورده خواهم کرد .

 

تو : من می ترسم .

خدا : من در روح تو ترس قرار ندادم .

 

تو : من هميشه نگران و ناکام هستم .

خدا : به من توکل کن .

 

تو : من به اندازه کافی اعتقاد ندارم .

خدا : من به هر کسی ميزای از اعتقاد و ايمان داده ام .

 

تو : من به اندازه کافی باهوش نيستم .

خدا : من به تو عقل داده ام .

 

تو : من احساس تنهائی می کنم .

خدا : من هميشه با تو هستم .

 


کلمات کلیدی: