عطر نيايش
ساعت ۱۱:۱٢ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱٥ آبان ،۱۳۸٢ 

به نام يگانه ملجاء بی پناهان

الهی ، به حرمت آن نام که تو خوانی و به حرمت آن صفت که تو چنانی ، دریاب که می‌توانی .

الهی ، عمر خود به باد کردم و بر تن خود بیداد کردم ، گفتی و فرمان نکردم ، درماندم و درمان نکردم .

الهی ، عاجز و سرگردانم ، نه آنچه دارم دانم و نه آنچه دانم دارم .

الهی ، اگر تو مرا خواستی من آن خواستم که تو خواستی .

الهی ، به بهشت و حور چه نازم ، مرا دیده ای ده که از هر نظر بهشتی سازم .

الهی ، در دل های ما جز تخم محبت مکار ، و بر جان های ما جز الطاف و مرحمت خود منگار و بر کشت های ما جز باران رحمت خود مبار ، به لطف ما را دست گیر و به کرم پای دار ،

الهی ، حجاب ها از راه بردار و ما را به ما مگذار .

 

***

 

از بار گنه شد تن مسکینم پست

یا رب چه شود اگر ما را گیری دست

 

اگر در عملم آنچه تو را شاید نیست

اندر کرمت آنچه مرا باید هست

 

 

عصیان خلایق ار چه صحرا صحراست

در پیش عنایت تو یک برگ گیاست

 

هر چند گناه ماست ، کشتی کشتی

غم نیست که رحمت تو دریا دریاست

 

ابو سعید ابوالخیر

 

***

 

و اینک در شب جمعه برای ظهور آقا امام زمان دست به دعا برداشته و دل را در گرو مهر وی می نهیم ...

 

بیا که نقش تو در منظر دلم باقی است

صدای پای تو در خاطر دلم باقی است

 

کجا خیال تو از یاد من تواند رقت ؟

که نقش روی تو در منظر دلم باقی است

 

اگر به چشمه چشم دگر سرشکی نیست

بیا بیا که هنوز آذر دلم باقی است

 


کلمات کلیدی: