باران
چترها را بايد بست ،
زير باران بايد رفت .
فکر را ، خاطره را زير باران بايد برد .
با همه مردم شهر زير باران بايد رفت .
دوست را زير باران بايد ديد
عشق را زير باران بايد جست
زير باران بايد چيز نوشت ، حرف زد ، نيلوفر کاشت
زندگی تر شدن پی در پی
زندگی آب تنی کردن در حوضچه " اکنون " است .
سهراب سپهری

به مناسبت اولين باران پائيزی در بوشهر ....
( عجب بارونی ... ) ( دمش گرم ... موج دريا )