خدا ، انسان و عشق
ساعت ۸:۱٢ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱٤ دی ،۱۳۸٢ 

با سلام

روز و روزگاران بر شما خوش ...

دیروز تصاویر حیرت انگیزی رو از تلوزیون دیدم یه معجزه !
پیرزنی ۹۸ ساله که پس از سپری شدن ۸ روز از واقعه زلزله سالم از زیر آوار بیرون آورده شده بود ... و یا در چند روز گذشته کودکی ۶ ماهه و جوانی ۲۷ ساله و ...

و این چنین است عبرتهایی برای اندیشمندان ... باشد که اندیشه کنیم و درک کنیم عظمت بی نهایت و قدرت لایزال الهی را ...

و این گونه است که قدرت و نظم جهان در دستان اوست ... اوست که اگر اراده کند در یک چشم بر هم زدنی می میراند و اگر اراده کند زنده نگاه می دارد ...
چگونه بعد از دیدن این همه شکوه و عظمت سپاس نگوئیم او را ...

***

امانت آدم

خدا ، انسان و عشق ،
این است « امانتی » که بر دوش آدم ، سنگینی می کند
و این است آن « پیمانی »
که در نخستین بامداد خلقت با خدا بستیم ،
و « خلافت » او را در کویر زمین تعهد کردیم .
ما برای همین « هبوط » کردیم ،
و این چنین است که به سوی او بازمی گردیم .

***
بی تاب انتظار

کوزه های خالی و غبار گرفته را
بر گرفتم و به راه افتادم .
رفتم تا از سرزمين چشمه های سبز ،
برای روح تشنه ی معبد ،
برای کبوتران معصوم حرم ، آب برگيرم .
چشمه هايی که از دل آفتاب سر می زنند .
سپيده ی صبح ، نهری از آن سرزمين است .
فلق دهانه ای از آن چشمه هاست .
سرزمينی در آن سوی بامدادان .
رفتم و دل ، لبريز از عشق ،
جان تافته از ايمان ،
انديشه روشن از حکمت ،
تن گرم از اميد و ...
من بی تاب انتظار ! ...

از دکتر علی شريعتی


کلمات کلیدی: