قطره و دريا !
ساعت ۱٠:۳۸ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٦ بهمن ،۱۳۸٢ 



به نام آنکه يادش آرامش بخش روان است .

سلام به همه شما همراهان خوب و دوستان گلم ...

***

قطره دلش دريا ميخواست. خيلی وقت بود که به خدا گفته بود.

هربار خدا ميگفت از قطره تا دريا راهيست طولانی. راهی از رنج و عشق و صبوری. هر قطره را لياقت دريا نيست. قطره عبور کرد و گذشت. قطره پشت سر گذاشت. قطره ايستاد و منجمد شد. قطره روان شد و راه افتاد. قطره از دست داد و به آسمان رفت و هربار چيزی از رنج و عشق و صبوری آموخت. تا روزی که خدا گفت: امروز روز توست. روز دريا شدن. خدا قطره را به دريا رساند. قطره طعم دريا را چشيد. طعم دريا شدن را. اما . روزی قطره به خدا گفت: از دريا بزرگتر، آری از دريا بزرگتر هم هست؟

خدا گفت هست. قطره گفت: پس من آن را ميخواهم. بزرگترين را. بينهايت را.
خدا قطره را برداشت و در قلب آدم گذاشت و گفت: اينجا بينهايت است. آدم عاشق بود. دنبال کلمه‌ای ميگشت تا عشق را توی آن بريزد. اما هيچ کلمه‌ای توان سنگينی عشق را نداشت. آدم همه عشقش را توی يک قطره ريخت. قطره از قلب عاشق عبور کرد. و وقتی که قطره از قلب عاشق چکيد، خدا گفت: حالا تو بينهايتی، زيرا که عکس من در اشک عاشق افتاده است.

عرفان نظر آهاری

***
امروز يه پيام از علی آقا مدير وبلاگ محراب خيال دريافت کردم که باعث شد با آشنايی با ايشان و خوندن مطلب جديدش ( توصیه می کنم بخونید ) با هنرمندی خطاط آشنا بشم به نام آقای حمید عجمی که مبدع و صاحب سبک خط معلی است ... نمونه خط بالا هم اثر اين هنرمند توانا می باشد .
اين هم آدرس سايت ايشان می باشد که می تونيد نمونه های ديگه ای از اين خط رو ببينيد واقعا زيباست -----> معلی سايت

***

No Pain , No Gain


نابرده رنج ، گنج ميسر نمی شود


کلمات کلیدی: