آغاز انسان
ساعت ۱۱:٠٦ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٩ بهمن ،۱۳۸٢ 

به نام يگانه هستی بخش ...

 

با سلام به دوستان و همدلان عزيز ...

 

***

 

آغاز انسان

 

از بهشت که بيرون آمد دارايی اش فقط یک سیب بود.

سیبی که به وسوسه آن را چیده بود.

و مکافات این وسوسه هبوط بود.

فرشته ها گفتند : « تو بی بهشت می میری ، زمین جای تو نیست. زمین همه ظلم است و فساد. »

و انسان گفت : « اما من به خود ظلم کرده ام . زمین تاوان ظلم من است. اگر خدا چنین می خواهد ، پس زمین از بهشت بهتر است. »

خدا گفت : « برو و بدان جاده ای که تو را دوباره به بهشت می رساند ، از زمین می گذرد ، از زمینی که آکنده از شر و خیر ، از حق و باطل ، از خطا و صواب ؛ و اگر خیر و حق و صواب پیروز شد  ، تو باز خواهی گشت ؛ وگر نه ....... »

و فرشته ها همه گریستند.

اما انسان نرفت . انسان نمی توانست برود . انسان بر درگاه بهشت وا مانده بود. می ترسید و مردد بود.

و آن وقت خدا چیزی به انسان داد . چیزی که هستی را مبهوت کرد و کاینات را به غبطه وا داشت.

انسان دست هایش را گشود و خدا به او « اختیار » داد.

خدا گفت :« حال انتخاب کن . زیرا که تو برای انتخاب کردن آفریده شده ای. برو و بهترین را برگزین که بهشت پاداش به گزیدن توست. عقل و دل و هزاران پیامبر نیز با تو خواهد آمد  تا تو بهترین را برگزینی. »

و انگاه انسان زمین را انتخاب کرد . رنج و نبرد و صبوری را .

و این ا غاز انسان بود.

 

  « عرفان نظر آهاری ــ هفته نامه چلچراغ»

***

اميدوارم حال همه شما خوب باشه .

می تونيد نظرتون رو در اين مورد بگيد که چرا انسان از بهشت طرد شد ؟!

 و زمين راهی است برای رسيدن به بهشت واقعی ! گاهی بهشت نيز انسان را راضی نمی کند .... انسان دنبال چيز ديگريست !

 


کلمات کلیدی: