هرگز نمی نالم
ساعت ۱٢:٥۸ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢۸ بهمن ،۱۳۸٢ 

سلام ....

اميدوارم حالتون خوب خوب باشه ...

***

هرگز نمی نالم

نه ، من هرگز نمی نالم .

قرن ها ناليدن بس است .

می خواهم فرياد کنم  .

اگر نتوانستم ، سکوت می کنم .

خاموش مردن بهتر از ناليدن است .

ناليدن ، فرزندان ماکياولی پير را مغرور می کند .

 ...::: دکتر علی شريعتی :::...

يک انسان می تواند آزاد باشد ، بی بزرگ بودن ، اما هيچ انسانی نمی تواند بزرگ باشد ، بی آزاد بودن .

***

يک روح متعالی ، همواره با رسالتی زاده می شود و به گمان من هر انسان ديگری نيز رسالتی دارد . سال ها بايد بر انسان بگذرند تا دريابد تنهاست ، و هيچ يک از انسان ها قادر نيستند به دليل شخصی خود برای زيستن ، اجازه تجلی دهند . در هشتاد درصد موارد ، انسان ها از زندگی ای که از دوران کودکی می خواستند ، کناره می گيرند .

اندک افرادی هستند که در برابر فشار جهان مقاومت می کنند ، و هنوز می توانند در آن چه می گويند يا می کنند ، ذره ای از ذرات راستين خود را باقی بگذارند .

***

هنر ، تلاش برای تجربه چيزی است که نوع بشر دوست دارد . در تمام ادوار ، زيبائی را دوست داشته ايم . نه فقط هر آنچه زيباست ، خوب است ، که هر آنچه خوب است زيباست .

***

برای زيستن ، شهامت لازم است . يک دانه نترکيده ، دارای همان ويژگی هايي است که جوانه به هنگام شکستن پوسته اش دارد . با اين وجود ، تنها آنی که پوسته اش را می شکند ، می تواند خود را به درون ماجرای زندگی پرتاب کند .

اين ماجرا ، جسارتی يگانه را می طلبد : کشف آن که انسان نمی تواند با تجربه های ديگران بزيد ، و ميل آن که دل به دريا بسپارد . برای آن که پيشاپيش بداند چه روی خواهد داد ، نمی تواند ديدگان ديگری و گوش های ديگری را وام بگيرد . هر موجودی با ديگری متفاوت است .

***

نيروی الهی هر آنچه را که هست ، آفريد و در هر موجودی ، فرياد زندگی را نهاد . نمی توانی اين فرياد را که در تمنای ديدار خداوند است ، ناديده بگيری ، بايد به جست و جو کمک ، و در زندگی شرکت کنی .

 

جبران خليل جبران

***

امروز داشتم فکر می کردم که اين وبلاگ يه حُسن خيلی خوبی که داره اينه که هر چی رو که دوست داری می تونی بنويسی بدون اينکه کسی بخواد صدات رو بشنوه ! آخه صدای من امروز خيلی باحال شده ! يه چيزی شبيه خروسک !!! يا به قول دوستم صدام آلن دولنی شده ! اخه اين دو روز کلی مجبور بودم حرف بزنم اون هم توی جمع فکرش رو کنيد دو روز از صبح تا بعد از ظهر بخوای بلند بلند حرف بزنی چی می شه ؟!!! يه ريزه هم سرما خورده باشی ! دو روز کارگاه آموزشی برگزار شد و من هم برای اولين بار قسمت آموزشی اين کارگاه رو به عهده گرفتم ! تجربه خيلی خوبی بود ...

هميشه آموزش رو دوست داشتم ولی قسمت نشد معلم بشم ! در عوض بعد از دیپلم کار آموزش رو با کامپيوتر شروع کردم و جالبه که تقريبا شاگردان همسن يا بزرگتر از خودم داشتم ! البته هنوز در زمينه کامپيوتر بايد بگم يه شاگرد دبستانی محسوب می شم ولی دوست دارم آنچه را که می دونم به ديگران هم انتقال بدم ...

 

آخر کلاس چه خبره ؟!!!!     آخر کلاس چه خبره ؟؟؟؟!!!!

حق يارتون .....

 


کلمات کلیدی: