| حسين (ع) ، شهيد راه عشق و حق |
| ساعت ٦:۳٢ ب.ظ روز دوشنبه ۱۱ اسفند ،۱۳۸٢ |
|
حسين تو ای حسين ! با تو چه بگويم ؟ " شب تاريک و بيم موج و گردابی چنين هائل " و تو ای چراغ راه ، ای کشتی رهائی ، ای خونی که از آن نقطه ی صحرا ، جاودان می تپی و می جوشی ، و در بستر زمان جاری هستی ، و بر همه نسل ها می گذری ، و هر زمين حاصل خيزی را سيراب خون می کنی ، و هر بذر شايسته در زير خاک می شکافی و می شکوفانی ، و هر نهال تشنه ای را به برگ و بار حيات و خرمی می نشانی ، ای آموزگار بزرگ شهادت ! برقی از آن نور را بر اين شبستان سياه و نوميد ما بيفکن ! قطره ای از آن خون را در بستر خشکيده و نيم مرده ی ما جاری ساز ! و تفی از آتش آن صحرای آتش خيز را به اين زمستان سرد و فسرده ی ما ببخش ! ای که " مرگ سرخ " را برگزيدی تا عاشقانت را از " مرگ سياه " برهانی ، تا با هر قطره ی خونت ، ملتی را حيات بخشی و تاريخی را به تپش آری و کالبد مرده و فسرده عصری را گرم کنی ، و بدان جوشش و خروش زندگی و عشق و اميد دهی ! ايمان ما ، ملت ما ، تاريخ فردای ما ، کالبد زمان ما ، " به تو و خون تو محتاج است " . " دکتر علی شریعتی "
کلمات کلیدی:
|
|
| مشخصات نویسنده |
| آرشیو وبلاگ |
| مطالب اخیر |
| موضوعات وبلاگ |
| پیامک بلاگ |
|
|


