| سفر و زندگی |
| ساعت ۱۱:٥٦ ب.ظ روز دوشنبه ۱۸ اسفند ،۱۳۸٢ |
|
سلام سلام بر تو ... توئی که تمام وجودت را احساسی ناب فرا گرفته و در طلب جرعه ای از آب دريای عشق و معرفت بی قراری ... توئی که سراسر وجودت را سکوتی مبهم فراگرفته ولی در حجم سينه فريادت را محبوس کرده ای ... بيا و بنگر که چگونه بنی آدم بر مزار انسانيت ناله ها سر می دهد و در حال تشيع پيکر پاک صداقت است ... بنگر که چگونه انسان اين موجود پيچيده ای که دو سر به بی نهايت خوبی و بدی دارد در خواب فرو رفته ... دلم تنگ است از اين قفس زندگی ... روزنه ای می خواهم برای آزادی ...
*** نور جان در ظلمت آسای بدن گم کرده ام آه از آن يوسف که من در پيرهن گم کرده ام
چون نفس از منتهای جستجو آگه نيم اينقدر دانم که چيزی هست و من گم کرده ام ***
*** امروز طی سفری کوتاه ، سری به بيابان و کوه و دريا زدم ... ديدم تلاقی زيبای دريای آبی آرام و کوه سنگين و صبور ... ديدم غبار سرگردان بيابان و گرمای سوزان صحرا ... تنگناها و پيچهای تو در توی جاده و خيابان که همانند خطوط زندگی مبهم من در پيچهای تند و تو در تو چگونه به هر سو کشيده می شود ... و دريافتم که اگر هدفی مشخص باشد اگر پيچها و راهها هر چند تو در تو و طولانی ، ولی با سعی و تلاش و توکل به خدا بالاخره به نتيجه خواهد رسيد و طعم شيرين رسيدن به مقصد را حس خواهی کرد ... ۱۸ اسفند ـ بازگشت از شهرستان جم *** از آقای محمد صادق کريمی، مدير وبلاگ پائيز وحشی ، که زحمت طراحی بنر رو کشيدند بسيار سپاسگذارم ...
کلمات کلیدی:
|
|
| مشخصات نویسنده |
| آرشیو وبلاگ |
| مطالب اخیر |
| موضوعات وبلاگ |
| پیامک بلاگ |
|
|



