عاطفه
ساعت ۸:۱٤ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱٦ دی ،۱۳۸۱ 

کاش آسمان حرف کوير را می فهميد و اشک خود را نثار گونه های خشک او می‌کرد .

کاش واژه حقيقت آنقدر با لبها صميمی بود که برای بيان کردن آن نيازی به شهامت نبود .

کاش دلها آنقدر خالص بودند که دعاها قبل از پايين آمدن دستها مستجاب می‌شد .

کاش شمع ، حقيقت محبت را در لابه لای بال و پر پروانه می ديد و او را باور می‌کرد .

کاش مهتاب کوچه های شب آشناتر بود .

کاش بهار آنقدر مهربان بود که باغ را به دست خزان نمی‌سپرد .

کاش فرياد آنقدر بی صدا بود که حرمت سکوت را نمی‌شکست .

کاش در بحر غصه ها ، شکوه لبخند در معنی گرم اشک گم و پنهان نمی‌شد .

و بالاخره

کاش مرگ معنی عاطفه را می‌فهميد .


کلمات کلیدی: