حضرت زهرا دلش از ياس بود
ساعت ٩:۱۸ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۳ تیر ،۱۳۸۳ 

سلام ...

اين يادداشت مربوط به روز ۵ شنبه می شه که با تاخير امروز موفق به ارسال آن شدم ...

 

***

فاطمه فاطمه است .

از شخصيت فاطمه سخن گفتن بسيار دشوار است . فاطمه يک " زن " بود ، آنچنان که اسلام می خواهد زن باشد . تصوير سيمای او را پيامبر خود رسم کرده بود و او در کوره های سختی و فقر و مبارزه و آموزش های عميق و شگفت انسانی خويش پرورده و ناب ساخته بود .

وی در همه ابعاد گوناگون " زن بودن " نمونه شده بود .

مظهر يک " دختر " در برابر پدرش .

مظهر يک " همسر " در برابر شويش .

مظهر يک " مادر " در برابر فرزندانش .

مظهر يک " زن مبارز و مسئول " در برابر زمانش و سرنوشت جامعه اش .

وی خود يک " امام " است ، يعنی نمونه مثالی ، يک تيپ ايده آل برای زن ، يک " اسوه " ، يک " شاهد " برای هر زنی که می خواهد " شدن خويش " را خود انتخاب کند .

او با طفوليت شگفتش ، با مبارزه مداومش ، در دو جبهه خارجی و داخلی ، در خانه پدرش ، خانه همسرش ، در جامعه اش ، در انديشه و رفتار و زندگيش ، " چگونه بودن " را به زن پاسخ می دهد .

در ميان همه جلوه های خيرکننده روح بزرگ فاطمه ، آنچه بيش از همه برای من شگفت انگيز است اين است که فاطمه همسفر و همگام و هم پرواز روح عظيم علی است .

او در کنار علی تنها يک همسر نبود ، که علی پس از او همسرانی ديگر نيز داشت ، علی در او بديده يک دوست ، يک آشنای دردها و آرمان های بزرگش می نگريست و انيس خلوت بيکرانه و اسرار آميزش و همدم تنهائی هايش .

اين است که علی هم او را بگونه ديگری می نگرد و هم فرزندان او را .

پس از فاطمه ، علی همسرانی می گيرد و از آنان فرزندانی می يابد . اما همان آغاز فرزندان خويش را که از فاطمه بودند با فرزندان ديگرش جدا می کند .

اينان را " بنی علی " می خواند و آنان را " بنی فاطمه " .

شگفتا ، در برابر پدر ، آن هم علی ، نسبت فرزند به مادر .

و پيغمبر نيز ديديم که او را بگونه ديگری می بيند . از همه دخترانش تنها به او سخت می گيرد ، از همه تنها به او تکيه می کند . او را در خردسالی مخاطب دعوت بزرگ خويش می گيرد .

نمی دانم از او چه بگويم ؟ چگونه بگويم ؟

خواستم از " بوسوئه " تقليد کنم ، خطيب نامور فرانسه که روزی در مجلسی با حضور لوئی ، از " مريم " سخن می گفت .

گفت ، هزار و هفتصد سال است ، که همه سخنوران عالم درباره مريم داد سخن داده اند .

هزار و هفتصد سال است که همه فيلسوفان و متفکران ملت ها در شرق و غرب ، ارزشهای مريم را بيان کرده اند .

هزار و هفتصد سال است که شاعران جهان ، در ستايش مريم همه ذوق و قدرت خلاقه شان را بکار گرفته اند .

هزار و هفتصد سال است که همه هنرمندان ، چهره نگاران ، پيکره سازان بشر ، در نشان دادن سيما و حالات مريم هنرمندی های اعجازگر کرده اند .

اما مجموعه گفته ها و انديشه ها و کوششها و هنرمندی های همه در طول اين قرنهای بسيار ، به اندازه يک کلمه نتوانستند عظمت های مريم را بازگويند که :

" مريم مادر عيسی است " .

و من خواستم با چنين شيوه ای از فاطمه بگويم ، باز در ماندم :

خواستم بگويم : فاطمه دختر خديجه بزرگ است .

ديدم که فاطمه نيست .

خواستم بگويم که : فاطمه دختر محمد (ص) است .

ديدم که فاطمه نيست .

خواستم بگويم که : فاطمه همسر علی است .

ديدم که فاطمه نيست .

خواستم بگويم که : فاطمه مادر حسنين است .

ديدم که فاطمه نيست .

خواستم بگويم که : فاطمه مادر زينب است .

باز ديدم که فاطمه نيست .

نه ، اينها همه هست و اين همه فاطمه نيست .

فاطمه ، فاطمه است .

فاطمه فاطمه است .

از معلم شهيد دکتر علی شريعتی

مجموعه آثار 21 – زن


کلمات کلیدی: