حال من ...
ساعت ۸:۳٢ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۳ آذر ،۱۳۸٩ 

 

یاد خدا آرام بخش دلهاست

 

 

 

سلام ؛ حال من خوب است

ملالی نیست جز گم شدن گاه به گاه خیالی دور

که مردم به آن شادمانی بی‌سبب می‌گویند . . .

با این همه اگر عمری باقی بود

طوری از کنار زندگی می‌گذرم

که نه دل کسی در سینه بلرزد

و نه این دل ناماندگار بی‌درمانم . . .

تا یادم نرفته است بنویسم:

دیشب در حوالی خواب‌هایم ، سال پر بارانی بود . . .

خواب باران و پاییزی نیامده را دیدم

دعا کردم که بیایی

با من کنار پنجره بمانی، باران ببارد

اما دریغ که رفتن، راز غریب این زندگیست

رفتی پیش از آن که باران ببارد . . .

می‌دانم، دل من همیشه پر از هوای تازه باز نیامدن است !

انگار که تعبیر همه رفتن‌ها، هرگز باز نیامدن است

بی‌پرده بگویمت :

می‌خواهم تنها بمانم

در را پشت سرت ببند

بی‌قرارم، می‌خواهم بروم، می‌خواهم بمانم ؟!

هذیان می‌گویم ! نمی‌دانم . . .

نه عزیزم، نامه‌ام باید کوتاه باشد

ساده باشد، بی‌کنایه و ابهام

پس از نو می‌نویسم:

سلام! حال من خوب است

اما تو باور نکن . . .

 

 

سیدعلی صالحی

 


کلمات کلیدی: حال من ، سیدعلی صالحی